مهمترین دلیل فرار دختران دهه 60 از ازدواج

مطالب جالب و خواندنی

مطلب روانشناسی

یک مطلب کاملا واقعی و بسیار زیبا از گروه نابترینها

مهمترین دلیل فرار دختران دهه ۶۰ از ازدواج

 وقتی پای ازدواج به میان می آید، در دوره کنونی به طور طبیعی افراد متولد دهه 60 در خط مقدم انتخاب ها قرار می گیرند.

 
آنهایی که در دهه 60 به دنیا آمدند، احتمالا پدر و مادری دارند که آن ها را از مشکلات دور نگه داشته و تنها توصیه والدین به آن ها خوب درس خواندن و موفقیت شغلی
و اجتماعی بوده است!

پژوهشگران علم روان شناسی در رتبه بندی فشارهای روانی که می تواند یک فرد را تحت تاثیر قرار بدهد، «ازدواج» را جزو پرفشارترین موقعیت های زندگی معرفی می کنند.
تمایل نداشتن به ازدواج در میان جوانان، چند سال است که ذهن جامعه را به خود مشغول کرده. جدا از پیامدهای اجتماعی این موضوع، شناخت چرایی و چگونگی این تمایل
نداشتن، مسئله ای مهم به نظر می رسد. وقتی پای ازدواج به میان می آید، در دوره کنونی به طور طبیعی افراد متولد دهه 60 در خط مقدم انتخاب ها قرار می گیرند.

مهم ترین بهانه های فرار

گفته می شود که در آقایان به علت های مختلفی مثل دغدغه های مالی و مسئولیت های متعدد و پیچیده، تمایل به ازدواج کاهش بیشتری یافته است اما شواهد حاکی از آن است
که میل به تشکیل زندگی مشترک در خانم ها هم با کاهش جدی روبه روست. چیزی که کمتر شنیده ایم دلایل این کاهش تمایل به ازدواج است. نظرسنجی مجله تپش، نتایج جالب
و تا حدود زیادی روشنگر را به ما ارائه داده است که می تواند مورد تحلیل دقیق قرار بگیرد. در این نظرسنجی، خانم های متولد دهه 60 دلایل مجرد ماندن خود را از
میان چند گزینه پیش بینی شده انتخاب کرده اند. بگذارید به نتایج نظرسنجی نگاهی بیندازیم و پاسخ ها را بررسی کنیم.

بیشترین درصدها به این 3 گزینه مربوط می شود:

نداشتن خواستگار مناسب
ترس از ازدواج
و گزینه آخر که با عنوان «دلایل دیگر» مطرح شده

بین این 3 گزینه که بیشتر از 80 درصد پاسخ ها را در بر می گیرند، به نظر می رسد «ترس از ازدواج» پاسخ سر راست تری باشد. زیرا همین ترس از ازدواج می تواند خود
را در پاسخ های دیگر (مثل نداشتن خواستگار مناسب یا قصد ادامه تحصیل) پنهان کند. نداشتن خواستگار، مشکلات مالی و موانع مرسوم در مسیر ازدواج، درصد زیادی را
به خود اختصاص نداده اند اما به هرحال مشکلات قابل تاملی هستند.

چرا از ازدواج می ترسند؟



 

ادامه نوشته

فراموشی ...طنز

مطالب جالب و خواندنی

طنز و خنده

یک مطلب بسیار خنده دار از گروه نابترینها

فراموشی

 دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.

 
پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»

پیرمرد دوم: «ا... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»



 

ادامه نوشته

پاییز برگ ریز

مطالب جالب و خواندنی

مطلب عاشقانه

دست نوشته

پاییز برگ ریز

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم .... نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ... برای اینکه نگذارم بیایند ... !!

 
آن قدر که از دیروز میترسم
هراس از فردا ندارم
فردا شاید بیایی ...
اما ...
دیروز رفتی ...

پاییز !!! فصل برگ و باران، فصل تجسم تو، فصل بی فصلی ... فصل وصل ...

وقتی می روی
تمام چیزهای عادی
یادگاری می شوند
حساس می شوند
ترک بر می دارند

بر مبل نمی شود نشست
که تو آنجا نشسته بوده ای
هوا را نمی شود نفس کشید
که عطر تو آنجا بوده است

وقتی نیستی
همه چیز
تو را یادآوری می کند
تو را و نبودنت را...



به ادامه مطلب بروید و متن کامل این دست نوشته زیبا و دلنشین را تا آخر مطالعه فرمایید


ادامه نوشته

پــــنـــــــــــهـــــــــــپ به سبک سرشماری

مطالب جالب و خواندنی

طنز و خنده

پــــــــــ نــــــــــهــــــــــپ به سبک سرشماری

 مامور بنده خدا آمده دم در سوالهایی میکنه که جواب همشون میتونست یه «پ نه پ» توپ باشه. نمونه ای از سوالهایی که ازم پرسید رو براتون مینویسم که ببینید حق با
من بود یا نه.

 
من چه حرصی خوردم که نمیتونستم این «پ نه پ» ها رو بهش بگم و مجبور بودم جوابهای احمقانه به سوالهای احمقانه بدم. موقعیت خونه ام رو میگم که بتونین تصور کنین.
طبقه پنجم یک برج 15 طبقه.

مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز هست؟
من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با دلو آب میکشیم میاریم بالا.

مامور سرشماری: این که توی قسمت فرزند نوشتین دخترتونه؟
من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.



برای خندیدن بیشتر به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

فروشی

مطالب جالب و خواندنی

مطلب اجتماعی

فروشی

 مثل همیشه بازار شلوغ بود. دقایق به سرعت می­گذشت و بهروز نگران نبود که چرا همدست او موقعیت را فراموش کرده و وقت را به سرعت از دست می­دهد. در همین موقع صدای
همدستش کاوه را شنید که با یک نفر بلند بلند صحبت می­کرد.

 
- من زیاد در جریان قیمت بازار نیستم. اما رفیقم بهتر در جریان است. او می تواند کمکتان کند.

کاوه دوست و همدست بهروز مردی بود نسبتا قد بلند با موهایی پرپشت اما مردی که کاوه با او صحبت می­کرد، مردی میانسال با موهایی کم پشت و لاغر اندام و لباس شیک
و روشن و عینکی آفتابی که بر صورتش نشسته بود و بسیار باوقار حرکت می­کرد. کاوه در حالی که با دست او را به سمت بهروز می­برد، گفت:

سلام، دوستمان قیمت بازار را می­خواد؟

-فروشنده است یا خریدار؟

کاوه نگاهی به اطراف انداخت و گفت:

رفیقمان فروشنده­است.

-بستگی داره!

مرد پرسید:

به چی بستگی داره !؟

-خب، طرف کی باشه، سن، مرضی نداشته باشه و یا گروه خونی؟

-من خودم فروشندم.

بهروز در جواب نگاهی به قامت او انداخت و گفت:

اگر فروشنده ای سی میلیون و اگر خریداری پنجاه میلیون.

- چرا این همه اختلاف!؟

بهروز در جواب نگاه ملامت باری به او انداخت و مثل اینکه از حرف او ناراحت شده باشد، روی برگرداند تا به طرف دیگر برود. اما کاوه آستین او را گرفت و گفت:

این آقای محترم می خواهند کلیه بفروشند. اگه به قامت ورزشی ایشان نگاه بندازی، حتما متوجه می شوی که کلیه ایشان مثل بنز پرشتاب باشه!

بهروز شانه های خود را بالا انداخت و گفت:

من که نمی­خوام اتومبیل بگیرم! می خوام کلیه بدم به یه آدم نیازمند. این وسط من واسطه گرم . قیمت من تعیین نمی کنم، نرخ بازار است!

مرد کمی مکث کرد و گفت:

باشه! حالا به چی نیاز است؟

بهروز گفت:

یکسری مدارک آزمایشگاهی با یک شماره تلفن همراه!

مرد دست در جیب خود کرد و کیف دستی اش را درآورد و برگ آزمایشگاهی به همراه کارت شناسایی اش را به دست کاوه داد. کاوه با دقت به برگه آزمایشگاه و کارت شناسایی
نگاه انداخت و گفت:

آقای شهرام نیکنام! آقا شهرام، تا بعد از ظهر با شما تماس می­گیریم.



ادامه این مطلب بسیار زیبا فراموش نشه


ادامه نوشته

چگونگی قتل احمد رضایی به روایت یکی از نزدیکان پدرش

مطالب جالب و خواندنی

اخبار اجتماعی

چگونگی قتل احمد رضایی به روایت یکی از نزدیکان پدرش

 یکی از نزدیکان محسن رضایی با اشاره به آثار و شواهد موجود در صحنه قتل گفت: احمد رضایی قربانی توطئه دستگاه های امنیتی بیگانه شده است.

 
ابوالفضل حسن بیکی در گفتگو با مشرق با اشاره به ضد و نقیض گویی های مقامات اماراتی درخصوص درگذشت احمد رضایی گفت: پلیس دبی تاکنون درباره علت فوت مشکوک احمد
رضایی دو بار بصورت ضد و نقیض اظهار نظر کرده است.

وی با اشاره به شایعات مطرح شده درباره خودکشی احمد گفت: پلیس دبی ابتدا شایعه خودکشی وی را با زدن رگ دست اعلام کرد اما سریع این ادعا را پس گرفت و بحث خودکشی
وی را با داروهای آرامبخش مطرح کرد.

حسن بیکی درباره دلایل پس گیری این ادعا گفت: روی مچ دست احمد رضایی آثار سه بریدگی وجود دارد بدون آنکه لکه های خون در صحنه وجود داشته باشد و این نشان می دهد
که اول قلب وی احتمالا توسط شوک الکتریکی از کار افتاده و پس از آن بریدگی ها انجام شده است.

ابوالفضل حسن بیکی همچنین به آثار بخیه در کف دستان احمد رضایی در جریان کالبد شکافی توسط اماراتی ها اشاره کرد و افزود: این گمانه تقویت می شود که محل شوک وارد
کردن به احمد رضایی کف دست وی بوده و بخیه ها پس از بررسی محل شوک زده شده است.

وی در ادامه تاکید کرد: در محل قتل هم هیچ وسیله قتاله ای همچون چاقو و اشیای برنده وجود ندارد و این نشان می دهد که بریدگی ها توسط دیگران انجام شده است.



برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

هیچ می دونستید مردان احساساتی ترند؟ قابل توجه خانمهای محترم

مطالب جالب و خواندنی

مطلب روانشناسی

هیچ می دونستین مردان احساساتی ترند؟ قابل توجه خانمهای محترم

 گرچه تصور عمومی این است که زنان احساسی ترند، اما پژوهش ها نشان داده است که نوزادان پسر نسبت به نوزادان دختر واکنش های عاطفی بیشتری از خود نشان می دهند.


 
یک بررسی در سال 2008 نشان داد که مردان در بزرگ سالی نیز اندکی واکنش های عاطفی را با شدت بیشتری بروز می دهند؛ البته تنها پیش از آن که از عواطفشان در موردی
آگاه شوند.

مردان در برابر تنهایی حساس ترند
گرچه تنهایی می تواند برای سلامت و مغز هر کسی زیان بار باشد، اما مردان سالمند به خصوص، نسبت به آن آسیب پذیرترند. مردان نسبت به زنان کمتر برای برقراری ارتباط
تلاش می کنند، در نتیجه تنهایی شان تشدید می شود و این تنهایی اثر آسیب رسانش را بر مدارهای اجتماعی مغزشان باقی می گذارد.

مردان بر حل مسائل متمرکزترند
با این که بسیاری از بررسی ها نشان می دهند که زنان نسبت به مردان احساس هم دلی بیشتری از خود بروز می دهند، اما ممکن است قضیه به این سادگی هم نباشد. ممکن
است سیستم هم دلی مغز مردان هنگامی که شخصی تحت استرس قرار دارد یا مشکلی را ابراز می کند، به سرعت بروز نکند؛ اما بخشی از مغز که مسئول "حل مسائل" است، به
سرعت غلبه می کند و باعث کمک رساندن مردان به دیگران می شود.

مردان از قلمروشان دفاع می کنند
بخشی از غریزه مردانه، دفاع از قلمرواش است. گرچه در مورد انسان ها باید پژوهش های بیشتری انجام شود، اما در پستانداران مذکر، بخشی از مغز که مسئول "دفاع از
قلمرو" است، بزرگ تر از بخش مشابه در پستانداران مؤنث است. با این که زنان نیز دارای حس مالکیت هستند، اما مردان با احتمال بیشتری ممکن است هنگامی که زندگی
عشقی یا قلمرو شان در معرض تهدید قرار می گیرد، دست به پرخاش گری بزنند.

مردان از سلسله مراتب فرماندهی استقبال می کنند
مردان هنگامی که "سلسله مراتب قدرت"، حالت ناپایداری دارد، احساس اضطراب می کنند. اما وجود سلسله مراتب فرماندهی مستقر مانند نیروهای نظامی یا محیط های کاری،
تستوسترون آنها را کاهش می دهد و پرخاشگری شان را مهار می کند.



برای خواندن کامل این متن به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

چقدر خنده داره واقعا

مطالب جالب و بسیار خواندنی

یک مطلب بسیار زیبا و جالب بازهم از گروه نابترینها ، به امید آنکه ما از این دسته افراد نباشیم

چقدر خنده داره واقعا

چقدر خنده داره که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!
•چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

•چقدر خنده داره
که در روز به هرکس و نا کسی فکر می کنیم بجز اون کسی که همیشه بهمون فکر می کنه. کسی که توی سجده هاش اول برای مشکلات ما دعا می کنه و برای گناهامون از خدا
طلب بخشش می کنه... و ما... ؟ توی چندمین لایه ی ذهنمون به فراموشی
سپردیمش...؟
•چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران و روایات رو به سختی باور می‌کنیم و میگیم کی گفته؟!
•چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!
•چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی
رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم! 


به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

کاشکی شعر مرا می خواندی

مطالب دلنشین و زیبا

شعر و ادبیات

یک شعر زیبا و دلنشین از گروه نابترینها

کاشکی شعر مرا می خواندی

گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا زندگانی بخشد
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من

آنچه را می بخشی
من به بی سامانی
باد را می مانم
من به سرگردانی
ابر را می مانم
من به آراستگی خندیدم
من ژولیده به آراستگی خندیدم
سنگ طفلی، اما
خواب نوشین کبوترها را
در لانه می آشفت
قصه ی بی سر و سامانی من
باد با برگ درختان می گفت
باد با من می گفت:
«چه تهیدستی مرد»
ابر باور می کرد
من در آیینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم


برای خواندن کامل این شعر زیبا به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

يادم باشه ...


یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد که روز و روزگار خوش است

و تنها دل ما دل نیست ....

یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب

دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم

يادم باشه ....


ادامه نوشته

شعري از حسين پناهي ...


     تو سکوت می کنی

     فریاد زمانم را نمی شنوی !

     یک روز من سکوت خواهم کرد !

     تو آن روز

            برای اولین بار


            مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید !!!


درسهایی ارزشمند از زندگی   

**• **میمون هایی که "ترسیدن" را یاد گرفتند

میمون هایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند در همین حین
صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که
از مار ها نمی ترسیدند "یاد گرفتند" که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این
آزمایش این بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با
دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مارها ترسیدند.

نتیجه: ما از بعضی از چیزها می ترسیم چون آنها را با چیزهای دیگری در ذهن مان
به یکدیگر مرتبط می کنیم. مثلآ یک کودک بعد از شنیدن صدای ترسناک محکم بسته
شدن درب در تاریکی از تاریکی خواهد ترسید.
 *
 *
• **قورباغه هایی که زنده زنده آب پز شدند


چند قورباغه را در ظرفی پر از آب جوش انداختند، آنها خیلی سریع از آب جوش به
بیرون پریدند و خودشان را نجات دادند. وقتی همین قورباغه ها را در ظرف آب سرد
قرار دادند و آرام آرام آب را به جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند
چون نتوانستند عکس العملی به همان سرعت نشان دهند.

نتیجه: ما می توانیم تغییرات ناگهانی را بفهمیم و متقابلآ عکس العمل نشان دهیم
اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام می شوند وقتی متوجه می شویم که دیگر
خیلی دیر است. یادمان باشد، نه عادت های بد یک شبه وجود کسی را فرا می گیرد و
نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، همه چیز پله پله انجام می شود. مهم این است
که گرم شدن آب را احساس کنید.

*
 *
• **موش های شناگری که غرق شدند


این بار تعدادی موش های صحرایی که بعضی آنها می توانند 80 ساعت مداوم شنا کنند
آماده شدند. محققان قبل از اینکه آنها را در آب بیاندازند با کلک این باور غلط
را در موش ها به وجود آوردند که آنها گیر افتاده اند. خیلی از موش ها تنها پس
از چند دقیقه بعد از شنا کردن غرق شدند. نه چون نمی توانستند شنا کنند، بلکه
چون فکر می کردند گیر کرده اند ناامید شده و دست از شنا کردن برداشتند و غرق
شدند.

نتیجه: وقتی همه چیز به آن طور که می خواهیم پیش می رود ما هم با حداکثر توان
مان تلاش می کنیم. اما بعد از اینکه سر وکله مشکلات بزرگ و کوچک پیدا می شود
ناامید شده و دست از تلاش کردن بر می داریم، با وجود اینکه توان انجام آن را
داریم.

*
 *
• **سگ هایی که یاد گرفتند تلاش نکنند


تعدادی سگ در اتاقی قرار گرفتند که زمین آن می توانست شوک الکتریکی خفیفی به
سگ ها وارد کند. دکمه ای روی دیوار اتاق بود که با فشرده شدن جریان را قطع می
کرد. وقتی شوک وارد شد سگ ها بالا و پایین پریدند تا بالاخره یکی از سگ ها
دکمه را زد و جریان قطع شد. سگ ها یاد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشایند
قطع می شود.

روی نصف گروه اول سگ ها همین آزمایش دوباره تکرار شد اما این بار در اتاق
دیگری که دکمه ای الکی داشت و با زدن آن هیچ اتفاقی نمی افتاد و جریان همچنان
ادامه داشت. بعد از این مراحل سگ هایی که در اتاق دوم بودند به اتاق اول (با
کلید سالم) بازگردانده شدند و آزمایش تکرار شد. این بار هیچ کدام شان حتی سعی
نکردند که دکمه را فشار دهند.

نتیجه: هیچ کس با ناامیدی به دنیا نمی آید، بلکه ما بعد از اینکه چند بار شکست
می خوریم "شکست خوردن" را یاد می گیریم و حتی به خودمان زحمت تلاش کردن نمی
دهیم. اگر به مشکلی برخورده اید، مهم نیست دفعه چندم است که زمین خورده اید،
باز هم بلند شوید و برای حل آن تلاش کنید. ممکن است کلید امیدواری سالم باشد،
فقط کافیست فشارش دهید!

*
 *
*
*• **درسهای بزرگی که می توان از مورچه ها آموخت !

مورچه ها را در نظر بگیرید. آیا باور می کنید که این موجودات کوچک می توانند
به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟ از رفتار مورچه ها می
توانیم چهار درس مهم بگیریم که به ما برای داشتن زندگی بهتر کمک می کنند.

درس اول : مورچه ها هیچوقت تسلیم نمی شوند. آیا متوجه شده اید که چطور مورچه
ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشتتان را در راه یک
مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی
برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچوقت یکجا نمی ایستد و گیج نمی ماند.
هیچوقت دست از تلاش بر نمی دارد و عقب نمی کشد. همه ما باید یاد بگیریم که
اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از
تلاش برنداریم و به دنبال راه های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.

درس دوم : مورچه ها همه تابستان به فکر زمستان هستند. داستان قدیمی گنجشک و
مورچه را یادتان هست؟ در اواسط تابستان، مورچه ها به شدت مشغول جمع کردن آذوقه
برای زمستان خود هستند، در حالی که گنجشک برای خود خوش می گذراند. مورچه ها می
دانند که تابستان - اوقات خوش برای همیشه نمی ماند. بالاخره زمستان می آید.
این درس خیلی خوبی است. وقتی زندگی خوب می شود، نباید مغرور شوید و تصور کنید
که هیچوقت زندگیتان با شکست رو به رو نخواهد شد. با دیگران با ملاطفت و
مهربانی رفتار کنید. برای روزهای سخت پس انداز کنید و به فکر آینده باشید و
یادتان باشد که اوقات خوب همیشه نیستند اما انسان های خوب همیشه هستند.

درس سوم : مورچه ها همه زمستان به فکر تابستان هستند. وقتی با سرمای طاقت
فرسای زمستان مواجه می شوند، همیشه به خودشان یادآور می شوند که این همیشگی
نخواهد بود و بالاخره تابستان فرا می رسد و با اولین اشعه های خورشید تابستان،
مورچه ها بیرون می آیند و آماده کار و تلاش و تفریح هستند. وقتی ناراحت و
افسرده هستید و وقتی تصور می کنید مشکلات تمامی ندارند، خوب است که به خودتان
یادآور شوید که این نیز می گذرد. اوقات خوش فرا می رسد و خیلی مهم است که
همیشه رویکردی مثبت به زندگی داشته باشید.

درس چهارم : مورچه ها هر چه از توانشان بر می آید را انجام می دهند. مورچه ها
چه مقدار غذا در تابستان جمع می کنند؟ هرچقدر که بتوانند! این الگوی خیلی خوبی
برای کار است. هر چه که از دستتان برمی آید را انجام دهید. یک مورچه نگران این
نیست که مورچه دیگر چقدر غذا جمع کرده است. عقب نمی کشد و به این فکر نمی کند
که چرا باید اینقدر سخت تلاش کند. از حقوق کم خود هم شکایت نمی کند. آنها فقط
سهم شان را از کار انجام می دهند. موفقیت و خوشبختی معمولاً در نتیجه 100% به
دست می آید، یعنی همه آنچه که در توان دارید را به کار گیرید. اگر به اطرافتان
نگاه کنید، افراد موفقی را می بینید که با هر چه در توانشان هست زحمت می کشند.

پس:

1. هرگز عقب نکشید.
2. به فکر آینده باشید.
3. مثبت اندیش باشید.
4. تا منتهای توان خود تلاش کنید.

و یک درس دیگر هم هست که می توانید از مورچه ها یاد بگیرید. آیا می دانستید که
مورچه ها می توانند شیئی با 20 برابر وزن خود حمل کنند؟ شاید ما هم همینطور
باشیم. ما می توانیم سختی ها را به دوش بکشیم و حجم کارهای سخت و زیاد را
مدیریت کنیم. دفعه بعد که چیزی موجب ناراحتی تان شد و تصور کردید که قادر به
تحمل آن نیستید، دلسرد نشوید. به آن مورچه کوچک فکر کنید و یادتان باشد که شما
هم می توانید وزن بیشتری را به دوش بکشید!*

آرزوهایی که حرام شدند   

جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند
به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم
لستر هم با زرنگی آرزو کرد
دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد
بعد با هر کدام از این سه آرزو
سه آرزوی دیگر آرزو کرد
آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی
بعد با هر کدام از این دوازده آرزو
سه آرزوی دیگر خواست
که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...
به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد
برای خواستن یه آرزوی دیگر
تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...
۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو
بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن
جست و خیز کردن و آواز خواندن
و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر
بیشتر و بیشتر
در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند
عشق می ورزیدند و محبت میکردند
لستر وسط آرزوهایش نشست
آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا
و نشست به شمردنشان تا .......
پیر شد
و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود
و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند
آرزوهایش را شمردند
حتی یکی از آنها هم گم نشده بود
همشان نو بودند و برق میزدند
بفرمائید چند تا بردارید
به یاد لستر هم باشید
که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها
همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!!
 
گاه آنچه امروز داریم و از آن لذت نمی بریم آرزوهای دیروزمان هستند!
شل سیلوراستاین

موسيقي جهان، جهان موسيقي   

*كلمه **Universe** **(به معنای جهان) كه در زبان انگلیسی برای توصیف بی‌نهایت
و فضای لایتناهی به كار می رود از دو جزء **UNI** **به معنی یك و  **Verse**به
معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یك آواز. 
ادامه نوشته

اینگونه نگاه کنیم   

1.   * **مرد را به عقلش نه به ثروتش*
2.   * **زن را به وفايش نه به جمالش*
3.   * **دوست را به محبتش نه به کلامش*
4.  *عاشق را به صبرش نه به ادعايش*
5.  *مال را به برکتش نه به مقدارش*
6.  *خانه را به آرامشش نه به اندازه اش*
7.  *اتومبيل را به کاراييش نه به مدلش*
8.  *غذا را به کيفيتش نه به کميتش*
9.  * **درس را به استادش نه به سختيش*
10. * دانشمند را به علمش نه به مدرکش*
11. * **مدير را به عمل کردش نه به جايگاهش*
12. * **نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش*
13. * **شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش*
14. * **دل را به پاکيش نه به صاحبش*
15. * **جسم را به سلامتش نه به لاغريش*
16. * **سخنان را به عمق معنايش نه به گوينده اش*

نصیحتی زیبا از شکسپیر در مورد زندگی

نصیحتی <a href="http://tehrankids.com" >زیبا</a> از شکسپیر در مورد زندگی

 

 

  

Shakespeare Said :
شکسپیر گفت

 

I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟



Because I don't expect anything from anyone,
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

 


Expectations always hurt .. 
Life is short .. 
So love your life ..
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. 
زندگی کوتاه است .. 
پس ...

ادامه نوشته

شماره تلفن ناشناس....(طنز)

ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟
دختر :بله ،شما؟
ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !!
... ... ...
... ... -------

شماره ناشناس بعدی :
....

ادامه نوشته

من سکوت اختران آسمان دانم که چیست

مطالب جالب و دلنشین و بسیار زیبا


شعر و ادبیات

یک شعر بسیار زیبا و دلنشین از گروه نابترینها

من سکوت اختران آسمان دانم که چیست

--------------------------------------------------------------------------

من سکوت اختران آسمان دانم که چیست

من سکوت عمق بحر بی کران دانم که چیست

 
من سکوت دختر محجوب پر احساس را

در حضور مرد محبوب جوان دانم که چیست

 
من سکوتی را که تنها با نوا ی ساز و چنگ

در میان انجمن گردد بیان دانم که چیست

 
هم سکوت جنگل خاموش را پیش از بهار

هم سکوت مرگ بار مردگان دانم که چیست

 
داستان ماه را در بدر و تربیع و هلال

ماجرای شمس را با اختران دانم که چیست

 
اعتراضات ملائک آنچه گفتند آشکار

وآنچه را کردند در خاطر نشان دانم که چیست

 
آنچه حق آموخت آدم را ز اسماء جمال

و آنچه آدم خواند بر فرشتگان دانم که چیست

 
سر آن خاک مبارک پی که در طوفان نوح

شد رهایی بخش نوح و نوحیان دانم که چیست



برای خواندن کامل این شعر بسیار زیبا و دلنشین لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

حرف طرب انگیز ..

اشعار عاشقانه ناب و زیبا

حرف طرب انگیز، فریدون مشیری


هیچ جز یاد تو رویای دلاویزم نیست

هیچ جز نام تو حرف طرب انگیزم نیست

عشق می ورزم و می سوزم و فریادم نیست

دوست می دارم و می خواهم و پرهیزم نیست

نور می بینم و می رویم و می بالم شاد

شاخه می گسترم و بیم ز پائیزم نیست

                            . . . .

تو به دادم برس ای عشق که با این همه شوق

چاره جز آنکه

به آغوش تو بگریزم نیست!


ادامه نوشته

این 3رفتار برخلاف تصور آقایان باعث تداوم زندگی مشترک می شود

آقایان بخوانند...

برخی رفتارهای زنان باعث آزار مردان شده و آنها از این بابت همیشه گله‌مند هستند؛ اما نمی دانند که این رفتارها از لحاظ علمی باعث انگیزه و پیشرفت می‌شود.
برخی رفتارهای زنان باعث آزار مردان شده و آنها از این بابت همیشه گله‌مند هستند؛ اما نمی دانند که این رفتارها از لحاظ علمی باعث انگیزه و پیشرفت آنها می‌شود. «غلامرضا قاسمی کبریا» دکترای رواشناسی و مشاوره در این‌باره به برنا می‌گوید: در روابط زن و شوهر یک سری تقابلی وجود دارد که این تقابل متاثر از مبنای ذهنی، برخی از تفاوت ها را درک می کنند. هر فردی هم بنا به آن‌گونه‌ای که تربیت شده است و با همان ذهنیت نسبت به رفتار افراد و همسرش ذهنیتی دارد و به رفتار همسرش اتهامی وارد می‌کند.

معمولا وقتی مردان در جمع مردانه قرار می‌گیرند، گاهی زنان را در برخی موارد تمجید و گاهی تقبیح می‌کنند. که هیچ کدام روش خوبی نیست؛ چرا که این افراد تجربه فردی و متاثر از ذهنیت فردی مردان است. شاید بارها از زبان مردها شنیده باشید که از غر غر کردن زنها متنفریم. البته این طرز صحبت کاملا توهین‌آمیز است و یا زنان را به پرحرفی، چشم هم چشمی متهم کرده و یا اینکه زنان معمولا به وسایل تزیین و خرج کردن اهمیت می‌دهند.

همه این واکنش مردان نسبت به رفتارهای زنان مبنای علمی ندارد، یعنی...

ادامه نوشته

7 راز مهم در مورد آرایشگرها که به شما نمی گویند!

۱- من یک آرایشگرم؛ معجزه نمی کنم.
می توانم موهایت را مثل مانکن های معروف بزنم ، اما صورتت را نمی توانم تغییر بدهم.

2- 5 دقیقه زودتر بیا!
اگر دیر می رسی لطفا با من تماس بگیر و بگو. به من احترام بگذار.این شغل و حرفه من است ؛ تفریح و سرگرمی نیست.

3- از من نخواه همه وقتم را به تو اختصاص بدهم.
من مشتریان دیگری هم دارم نمی توانم وقت زیادی را فقط به تو اختصاص دهم.

4- من رواشناس نیستم!
آموزشگاه آرایشگری در مورد درمان افسردگی ، کنار گذاشتن خجالت و کمروئی و تغییر رفتارها و شخصیت ها به ما چیزی آموزش نداده است. اگر ....

ادامه نوشته

هدیه جالب باشگاه پرسپولیس به استیلی و هاشمیان

باشگاه پرسپولیس پس از قرار گرفتن نام حمید استیلی و وحید هاشمیان در جمع برترین های اخلاق، از آنها تقدیر کرد.

به گزارش سرویس ورزشی برنا،مدیر عامل باشگاه پرسپولیس با ابراز خرسندی از این اتفاق اعلام کرد:

باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس ضمن تبریک به مجید جلالی و منصور ابراهیم زاده به عنوان مربیان برگزیده اخلاق، از جناب آقای حمید استیلی تجلیل و تشکر می نماید.

انتخاب آقایان حمید استیلی و وحید هاشمیان در زمره برترین های اخلاق مایه فخر و مباهات خانواده پرسپولیس بوده و نشانگر حاکم بودن ارزش های اخلاقی در فوتبال است که مورد توجه و قدردانی ویژه هیات مدیره باشگاه نیز قرار گرفته است.

در این راستا ....

ادامه نوشته

فقط تو

مطالب جالب و دلنشین

شعر و مطلب عاشقانه

شعر و ادبیات

یک شعر بسیار زیبا و دلنشین و جذاب از گروه نابترینها

فقط تو

من بی تو تا دنیاست  دنیایی ندارم             

چون سنگ خاموشم وغوغایی ندارم

                  ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم                   

جز سایه ی دستان تو جایی ندارم

                     تو آبروی خاکی و حیثیت خاک                     

دریا تویی من جز تو دریایی ندارم

 

ادامه نوشته

یار دلتنگ نیست! ..

جنس من از آهن وسنگ نیست

                    من دلم تنگ است ویار دلتنگ نیست

 

                                  حال دل از من نپرسی چرا

                                                  حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست!!




سلامتی بعضیا

مطالب جالب و خواندنی

یک مطلب بسیار زیبا از گروه نابترینها

سلامتی بعضیا

سلامتی سه تن عفت ناموس وطن

سلامتی خیار نه به خاطره خودش به خاطره سه حرف آخرش یار

سلامتی گاو نه به خاطره اینکه می گه من به خاطر اینکه می گه ما

سلامتی سگ نه به خاطره خودش به خاطره وفاش

 سلامتی کرم خاکی نه به خاطر کرم بودنش به خاطره خاکی بودنش



لطفا برای خواندن این مطلب به ادامه بروید


ادامه نوشته

اهانت به ایرانیان در رسانه های مطبوعاتی مالزی

مطالب جالب و خواندنی

موضوع این مطلب متفرقه

اهانت به ایرانیان در رسانه های مطبوعاتی مالزی

 مهر: یکی از روزنامه های مالزی با چاپ مطلبی اهانت آمیز نسبت به جامعه ایرانی مقیم مالزی موجب ناخرسندی ایرانیان از این اقدام و تداوم روش غیرحرفه ای مطبوعات
مالزی در تلاش برای معرفی ایرانیان به عنوان قاچاقچیان مواد مخدر شد.

 
روزنامه استار مالزی در شماره روز شنبه 12 نوامبر مطابق با 21 آبان ماه خود با چاپ مطلبی ایرانیان در مالزی را قاچاقچیان مواد مخدر توصیف کرد که در این کشور
با کسب درآمدهای نامشروع زندگی های مجللی را برای خود دست و پا کرده اند.

این روزنامه در مطلب خود ایرانیان را متهم کرده با راه اندازی رستوران و شرکتهای تجاری صوری اقدام به تجارت مواد مخدر می کنند.

هر چند متاسفانه طی سال گذشته تعدادی از هموطنان ایرانی به اتهام قاچاق مواد مخدر در مبادی ورودی به مالزی دستگیر شده اند، اما این مساله تنها منحصر به ایرانیان
نبوده و در میان دستگیر شدگان متهم به قاچاق مواد مخدر ملیت های دیگر نیز هستند اما تنها اخبار مربوط به ایرانیان به صورت ویژه انعکاس می یابد.

ارایه چهره ای منفی از ایرانیان و معرفی آنان به عنوان تنها متهم قاچاق مواد مخدر در حالی از سوی روزنامه استار چاپ مالزی تکرار می شود که اقشار مختلف جامعه
ایرانیان مقیم مالزی خدمات زیادی را به رشد و شکوفایی اقتصادی و علمی این کشور داشته اند.

یکی از فعالین رسانه های خصوصی در مالزی در اقدامی تحسین برانگیز گزارشی در جهت معرفی ایرانیان مقیم مالزی و تاثیر مثبت حضور آنان در اقتصاد مالزی را در یکی
از روزنامه های پرتیراژ این کشور به چاپ رسانده است که پاسخی به گزارش منفی و سیاه نمایی حضور ایرانیان در مالزی تلقی می شود.

همچنین یکی از وبلاگ نویسان ایرانی مقیم نیز با راه اندازی یک صفحه در فیس بوک با عنوان "فعالیتهای ضدایرانی در مالزی را متوقف کنید" (Stop anti Persia actions
in Malaysia) از ایرانیان در تمام دنیا خواسته است در فضای مجازی به کمپین مقابله با موج تخریب چهره ایرانیان در مالزی بپیوندند.

انتشار اخبار مغرضانه بر علیه ایرانیان در رسانه های مالزی در حالی صورت می گیرد که تحصیل بیش از 13 هزار دانشجوی ایرانی، سکونت بیش از 70 هزار ایرانی در قالب
شرکتهای تجاری و برنامه "مالزی خانه دوم" و رفت و آمد 160 هزار گردشگر ایرانی در سال گذشته میلادی منافع اقتصادی بسیار زیادی برای کشور مالزی داشته است.



لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

نابغه ..

تا به حال عکس این دانشمند جوان و نابغه کشور را دیده اید؟


 

جوانی که با همه درد ها و مشکلات جسمانی تا آخرین لحظات زندگی خود دست از کسب علم و دانش برنداشت و مدال های افتخار را یکی پس از دیگری به گردن آویخت

محمد شیرعلی شهرضا که از دانشجویان ممتاز دانشگاه صنعتی شریف و متولد سال 1365 بود دانشجوی نابغه دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف و دانشجوی نمونه کشوری سال 86، دارنده رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی در سال 85 و پژوهشگر ممتاز انجمن رمز ایران بود. در طول دوره کارشناسی خود موفق به ارایه 80 مقاله علمی در کنفرانس‌های بین‌المللی شد و 13 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر علمی پژوهشی داشت و یک اختراع ثبت شده نیز از خود به جا گذاشت. او در سال 1385 به عنوان پژوهشگر جوان ممتاز انجمن رمز ایران در مقطع کارشناسی برگزیده شد و در دومین کنفرانس بین‌المللی ایکتا 2006 (ICTTA 2006) به عنوان جوان‌ترین محقق انتخاب شد و همچنین در یازدهمین کنفرانس بین‌المللی انجمن کامپیوتر ایران (CSICC2006) به عنوان جوان‌ترین محقق برگزیده شد. این دانشجوی فقید یک کتاب به عنوان «آموزش الگوریتم‌ها» تألیف کرد.....


ادامه نوشته

دخترها به خواستگاری بروند یا پسرها؟

مطالب جالب و خواندنی

خانه و خانواده

دخترها به خواستگاری بروند یا پسرها؟

 برخی افراد جامعه بر این باورند دختر نباید از پسر خواستگاری کند و با این روش شخصیت دختر زیر سوال می رود. «غلامرضا قاسمی کبریا»، دکترای روانشناسی و مشاوره
در این باره می گوید: خواستگاری چه از طرف پسر و یا دختر باید از سه حوزه فرهنگ، اعتقاد، ضوابط و قواعد اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

 
ابتدا به بحث قانون می پردازیم، در هیچ قانونی تعیین نشده است که دختر از پسر خواستگاری نکند و یا هیچ الزامی هم وجود ندارد که حتما پسر از دختر خواستگاری کند
و عرفی که به تدریج شکل گرفته است از لحاظ اعتقادی در هیچ روایتی و یا آیه ای نیامده است که پسر باید از دختر خواستگاری کند.
اما از لحاظ فرهنگی؛ در جامعه این گونه نهادینه شده است که معمولا دخترها رفتاری همراه با کرشمه دارند و تمایل به مورد پسند قرار گرفتن و جلوه گری در آنها زیاد
است، اینطور متعارف شده است که پسر باید برای ابراز عشق به دختر پا جلو بگذارد و از او درخواست ازدواج کند که این فرهنگ به صورت عمومی در بین افراد جامعه القاء
شده است.
مشکلی که در بحث خواستگاری دختر از پسر بوجود می آید فقط جنبه فرهنگی آن است. مثلا اگر مادری دختری داشته باشد و یک برادرزاده پسر هم داشته باشد و خصوصیات و
شخصیت برادرزاده اش برایش جذاب باشد و به او بگوید که من دوست دارم تو با دخترم ازدواج کنی، امکان دارد بعد از ازدواج پسر بارها دختر را مورد سرزنش قرار دهد
و بگوید «مادرت به من التماس کرد با تو ازدواج کنم وگرنه من هیچ تمایلی برای ازدواج با تو نداشتم.»
خوشبختانه در فرهنگ دینی هیچ الزامی وجود ندارد که پسر از دختر خواستگاری کند و حتی خواستگاری را به دختر سپرده است. در این مبحث می توان به خطبه ای که دختر
و پسر به عقد هم در می آیند، اشاره کرد. وقتی عاقد از دختر می پرسد که «آیا وکیلم شما را به عقد دائم فلانی دربیاورم»؛ یعنی آیا من به نمایندگی شما می توانم
پسر را خواستگاری کنم و به عقد شما درآورم، در این مسئله باید گفت که از طرف دختر، پسر را خواستگاری می کند.
خطبه اصلی این است که دختر و پسر خودشان بخوانند و اگر بلد نیستند یک نفر را به نمایندگی خود بگذارند که خطبه را برای آنها جاری کند. خطبه زوجْتک نفْسی فی الْمده
الْمعْلومه علی الْمهْر الْمعْلوم (من می خواهم خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم)
اگر توجه کرده باشید تاریخ به ما آموزش داده است که هیچ الزامی وجود ندارد که پسر باید از دختر خواستگاری کند. اگر دقت کرده باشید پیامبر اکرم(ص) فقط یک دختر
داشت که برایش بسیار مهم و ارزشمند بود، اما ایشان از طرف دخترش، امام علی را خواستگاری کرد و دست دخترش را  در دست دامادش گذاشت و یا زنی در جمع و در مسجد از پیامبر
خواستگاری کرد؛ که پیامبر به آن زن گفت من شرایط ازدواج با شما را ندارم.


به ادامه مطلب بروید


ادامه نوشته

باران باش ..

باران باش!

 



باران باش
کسی به باران عادت نمی كند
هر وقت بیاید دوست داشتنی است



باز باران بارید ،
خیس شد خاطره ها ،

. . .

ادامه نوشته

باران که میبارد ..... بسیار زیباست

مطالب جالب و دلنشین

دل نوشته

یک دل نوشته بسیار زیبا و دلنشین بازهم از گروه نابترینها


باران که می بارد ..... بسیار زیباست

 باران که می بارد... باید آغوشی باشد... پنجره ی نیمه بازی... موسیقی باران...

 
باران که می بارد...
باید آغوشی باشد...
پنجره ی نیمه بازی...
موسیقی باران...
بوی خاک...
سرمای هوا...



به ادامه مطلب بروید و این مطلب دلنشین را تا آخر بخوانید و لذت ببرید


ادامه نوشته