وقتي دلم مي گيرد....
وقتی دلــــت میگیرد ..
جلوی آیینــه می ایستـی ..
رژ لــــب میزنـی.. کمی عـــــــطر..
نیــش خنـدی میزنـی به خــــودت..
به .......
وقتی دلــــت میگیرد ..
جلوی آیینــه می ایستـی ..
رژ لــــب میزنـی.. کمی عـــــــطر..
نیــش خنـدی میزنـی به خــــودت..
به .......
چه چیزی در جهان
غریبانه تر از زنی است که
تنهایی اش را بغل میکند
و می پوسد
اما حاضر نیست دیگر کسی را دوست بدارد...
حس اشعار دل انگيز تو يادم برود
ترسم اين است که باراني چشمت نشوم
لذت چشم غزل خيز تو يادم برود
چقدر خواب ببينم كه مال من شده اي
و شاه بيت غزل هاي لال من شده اي
چقدر خواب ببينم كه بعد آن همه بغض
جواب حسرت اين چند سال من شده اي
چقدر حافظ يلدا نشين ورق بخورد؟
تو ناسروده ترين بيت فال من شده اي
چقدر لكنت شب گريه را مجاب كنم
خدا نكرده مگر بي خيال من شده اي؟؟؟
سلام دوستان گلم
بعد از مدتها برگشتم
دلم برای شماها و همچنین وبلاگم تنگ شده بود
حتی دلم واسه خودم هم تنگ شدهههه
اینقد سرم شلوغه که نگو
برام دعا کنید دوستان گلم ،خیلی ازتون التماس دعا دارم
امیدوارم بازهم با بقیه دوستان دور هم جمع بشیم ،چه روزایی بود اون روزا،یادش بخیر
زیاد سرتون رو به درد نیارم،این شعر خیلی به دلم نشست،هرچند با خوندنش دلم گرفت و بیشتر ناراحت شدم ،اما اینجا میذارمش تا شما هم بخونید
فدای همتون
*******************
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینه سرمنزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از ان روست که خونابه فشان است
يا علي....:)
عزیزترازجانم ؛
بهار از راه رسید ...
و اینجا کسی است که ...
به اندازه تمام شکوفه های بهاری دوستت دارد ...

سلام و تبریک سال نو به مدیر مهربون و گل وبلاگ
و دوستای خوبم نیروانا جان و بهاره جان و مرجان گلم،
امیدوارم سال نو سرآغاز آرزوهای قشنگشون باشه
و براشون بهترینها را از خالق زیبایی ها آرزومندم ...
نوروز باستانی بر شما عزیزان و خانواده های نازنینتون همایون ...
اشعار زیبای بهاری تقدیم به شما خوبان
دلتنگتونم و دوستتون دارم
سعدی:
برخیز که می رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد زپیش ایوان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بر خیز که باد صبح نوروز
در باغچه می کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
مولانای بلخی:
اندر دل من مها دلافروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
حافظ شیرازی:
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
ناصر خسرو:
چند گویی که چو هنگام بهار آید
گل بیارید و بادام به بار آید
روی بستان را چون چهره ی دلبندان
از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید
این چنین بیهوده ای نیز مگو با من
که مرا از سخن بیهوده عار آید
شصت بار آمد نوروز مرا مهمان
جز همان نیست اگر ششصد بار آید
هر که را شست ستمگر فلک آرایش
باغ آراسته او را به چه کار آید؟
سوی من خواب و خیال است جمال او
گر به چشم تو همی نقش و نگار آید
فرخي سيستاني:
....
بقیه در ادامه مطلب ...

تیم تحقیقاتی باستانشناسی دانشگاه هلسینکی به سرپرستی «اوا ماریا ویتانین»، نقاشیها و دیوارنویسیهای شهر باستانی پمپی را مورد مطالعه قرار دادند.
باستان شناسان با شناسایی صدها شعار تبلیغاتی بر روی دیوارهای این شهر رم باستان معتقدند که ....

رفاه طلبی چه تاثیری بر افزایش سن ازدواج و آسیب های آن دارد؟ طبق اعلام مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران ۲۹ و دختران ۲۸ است. این اعداد و ارقام هرچه که باشد،از بالا بودن نا معقول سن تاهل خبر می دهد.
به گزارش گروه خبر نیک صالحی سن ازدواج یکی از شاخص های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی محسوب می شود. در کشور ما که هنجارهای دینی نزد عموم مردم از مطلوبیت خاصی برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعیتی را تشکیل می دهند، این ارزیابی در حوزه اخلاق اجتماعی و روحیه جمعی نیز مطرح می شود و دامنه تاثیر آن سن ازدواج را به حوزه های رفتاری و فرهنگی هویتی نسل جوان می کشاند.
بررسی سن ازدواج جوانان ایرانی در چند دهه اخیر، روندی صعودی را نشان می دهد در حالی که سن ازدواج در سال ۱۳۵۴ حدود ۲۵ سالگی بود پس از چند دهه افزایش(بجز سال ۱۳۶۵) در سال های اخیر برای پسران ۲۸ و دختران ۲۴ رسیده است. البته آمار های متفاوتی در این باره ارائه می شود و طبق اعلام مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران ۲۹ و دختران ۲۸ است. این اعداد و ارقام هرچه باشد از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر می دهد که بالطبع از جنبه های مختلف و به صورت پر دامنه به آسیب زایی در جامعه عرف پسند و هنجار طلب ما می پردازد. بررسی دلایل افزایش سن ازدواج و عوارض ناشی از آن که...
نشست پرسش و پاسخ فیلم رسوایی به کارگردانی دهنمکی در سالن کنفرانس مرکز همایشهای برج میلاد در حالی برگزار شد که الناز شاکردوست، بازیگر فیلم در سالن حضور نداشت.
بنابر این گزارش یکی از بازیگران فیلم نامهای که خطاب به ده نکی و اصحاب رسانه بود را از طرف شاکردوست قرائت کرد.
شاکر دوست در این نامه نوشته بود:...
دانشمندان اعلام کردند که پدیده گریه کردن که منحصر به انسان است وقتی شکل می گیرد که احساسات بر ما غلبه کرده است و پیش از زبان از آن به عنوان ابزاری برای ارتباط برقرار کردن درباره احساسات خود استفاده می کنیم.
مایکل تریمبل استاد عصب شناسی اظهار داشت که ممکن است در مسیر زندگی ما زمانهایی بوده باشد که اشک معنای فراتر از کارکرد بیومکانیکی خود یعنی مرطوب نگاه داشتن کره چشم به خود می گیرد.
وی در کتاب جدید که...
به گزارش نیک صالحی این فوتبالیست وقتی از طریق یکی از ویدئو های یوتوب متوجه شد که دختر 6 ساله ای به خاطر آنکه مادرش گفته 25 سالش نیست تا بتواند با این فوتبالیست ازدواج کند به گریه افتاده است، در پیامی در صفحه اجتماعی فیس بوک نوشت که ....
حدود 200 مأمور آتشنشانی در عملیات اطفای حریقی که هنگام عصر آغاز شده بود شرکت داشتند. در جریان این حادثه که...
همچنین درباره حضورش در یونیسف مطالبی گفته است. آنچه در زیر میخوانید خلاصهای از این گفتوگو است:
زندگی ایده آل : کاری که از دوستم یاد گرفتهام و خیلی سخت است آرام غذا
خوردن است. آرام غذا خوردن کمک میکند که همیشه فرم بدن یک طور باقی بماند،
برای اینکه همیشه بعد از 20 دقیقه مغز فرمان میدهد که تو سیری. حالا اگر
در این 20 دقیقه حجم کمتری غذا خوردن باشی خیلی موفقتری. فرانسویها بیشتر
موقع غذا خوردن حرف میزنند و معاشرت میکنند اما ما ایرانیها عادت داریم
تند تند غذا بخوریم. خب فرهنگ ما اینطور است که غذای سرد دوست نداریم.
البته نوع تغذیه ایرانی سنتی خیلی میتواند به سلامت ما کمک کند. سبزی
خوردن، سالاد، ماست اینها غذاهایی هستند که به سلامت ما کمک میکند.
نوشابه به طور کامل از زندگی من حذف شده است. بعضی مواقع دلم میخواهد نوشابه بخورم اما متاسفانه هر چیز خوشمزهای ضرر دارد. نوشابه نمیخرم که در خانه باشد و وسوسهام کند ولی اگر خیلی هوس کنم در حد یک قلپ میخورم که فقط مزه آن را چشیده باشم و خیلی خودم را محدود نکنم که عطش آن باقی بماند. در مورد شیرینی و شکلات هم همینطور، فقط یک ذره میخورم که ولعم نسبت به آن از بین برود. این قضیه هم به تثبیت وزنم کمک میکند.
خوردن فستفود خیلی لذیذ است اما...
جایزه بهترین فیلم به فیلم ضد ایرانی «آرگو» ساختهی بن افلک رسید. در این بخش فیلمهای «جانگوی آزاد شده» (به کارگردانی کوئنتین تارانتینو)، «زندگی پی» (آنگ لی) ، «لینکلن» (اسپیلبرگ)و «سی دقیقه بامداد» (بیگلو) هم نامزد بودند.
بهترین کارگردان هفتادمین گلدن گلوب...

دوربينها كه اول حريمهاي خصوصي را نشانه رفته بودند، حالا همه جا روشن
ميشوند، كوچه، خيابان، خانه، بزرگراه و شكارشان هر صحنهاي است كه تن و
جان را بلرزاند. زورگيري چهار مجرم از مردي بيدفاع فقط يكي از نمونههاي
اكران عمومي جرم در جامعه است. سري به جستجوگر گوگل بزنيد؛ پر است از
نمونههاي مشابه، زورگيري در پمپ بنزين، قتل در بازار آبادان، تصادف
زنجيرهاي در محور شيراز ـ مرودشت و... همه اين فيلمها بارها و بارها ديده
و دانلود شدهاند و حجم زيادي از حافظه موبايلها را به خود اختصاص
دادهاند. علي ـ اگر نامش را درست گفته باشد ـ مردي است كه در ا بتداي
خيابان وليعصر دستفروشي ميكند البته نه روسري و لباس بلكه انواع و اقسام
فيلمهاي غيرمجاز. او مدعي است فيلمي كه مربوط به جرايم باشد، ندارد: قبلا
اين جور فيلمها مشتري داشت حالا نه. همه توي اينترنت ميبينند. ديگر كسي
برايشان پول نميدهد وقتي ميشود مجاني ديد چرا بيايند و بخرند. دو دستفروش
ديگر هم، يكي در ضلع شمال شرقي ميدان انقلاب و ديگري در ميدان هفتم تير
همان حرف را تكرار ميكنند. علي چرايي پرتماشاگر بودن اين فيلمها را كه
بسياريشان خشن و مشمئزكننده است، نميداند: دوست دارند ديگر.كاري نميشود
كرد. خودم هم اگر باشم ميبينم مطمئن هستم تو هم ميبيني.
نادر ميرزايي ـ روانشناس ـ درباره دلايل علاقه مردم به تماشاي فيلمهاي
خشن و صحنههاي مجرمانه ميگويد: قبل از اينكه كار به موبايلها بكشد هم
همين طور بود. مثلا...
نسرین مقانلو در گت وگو با مجله زندگی ایده آل به بیان زندگی شخصی و هنری اش پرداخت.
من به واسطه فعالیت پدرم در رشته موسیقی و مادرم در تئاتر با فضای هنر آشنایی کامل داشتم، به همین دلیل از زمان کودکی و نوجوانی فعالیتم در زمینه تئاتر و نمایش را شروع کردم، اما زمانی که تصمیم گرفتم فعالیت حرفهایام در سینما را شروع کنم، با فیلم «دو نیمه سیب» کیانوش عیاری استارت زدم. یادم است برای بازی در این فیلم به همراه مادرم به رستوران رفتیم و اولین حضور من در سینما با کار آقای عیاری رقم خورد. فردای همان روز آقای عیاری به «رسول صدرعاملی» گفت یک دختر تازه وارد معرفیات میکنم که همانی است که برای فیلمت دنبالش میگشتی؛ بنابراین با بازی در فیلم «قربانی» دومین تجربهام رقم خورد و بلافاصله بعد از آن آقای «تورج منصوری» برای بازی در «بازیچه» از من دعوت کردند و سپس در «امید» آقای حبیب کاوش به ایفای نقش پرداختم. همه اینها در همان سالی اتفاق افتاد که آقای «ابوالفضل پورعرب» هم مشغول بازی در فیلم «عروس» بودند و در جشنواره فیلم فجر آن سال فیلم هر دویمان حضور پیدا کرد، اما هنوز نمیدانم چرا آن سال به جز «قربانی»، حدود دو سال از پخش «بازیچه» و «امید» جلوگیری کردند!
بعد از آن اتفاقات در کار «همه دختران من» آقای صلح میرزایی بازی کردم و با خودم به این نتیجه رسیدم که اگر قرار است کارهایی که در سینما بازی میکنم پخش نشود، بهتر است مدتی در آن فعالیت نکنم، به همین خاطر دوباره به اداره تئاتر برگشتم و کارم را همانجا ادامه دادم تا اینکه آقایان دستگردی و پاکدل آنجا از من دعوت کردند برای بازی در سریال تلویزیونی «لبخند زندگی» با حضور پیشکسوت عزیزم خانم «ثریا قاسمی» که اولین حضور در تلویزیون هم برای من اتفاق افتاد. بلافاصله بعد از پایان «لبخند زندگی»، فیلم «آخرین سند» پیشنهاد شد که زمانی پخش شد که «امید» و «بازیچه» هم رفع ممنوعیت شده بودند و همزمان ۳ فیلم روی پرده داشتم.
سطحی نگر نیستم
چون سطحی نگر نیستم و همیشه آن روی زندگی را هم میبینم. دوست دارم همیشه در پس ذهن مردم همان شخصیتی که دوستم دارند باقی بمانم. این واقعیت زندگی است که...
یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند.
از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.
در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند.
برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند.
بعد فهمیدند که...
"در حین فیلمبرداری صحنه ای بودیم مربوط به انفجار مکانی که آقای مدیری چند دقیقه قبل از آنجا بیرون آمده اما بعد از انفجار به آنجا برمی گردد که یک نفر را که زیر آوار جا مانده است بیرون بکشد. طبیعی است پلان سختی را فیلمبرداری می کردیم؛ عوامل صحنه هم سعی داشتند تمهیدات لازم را رعایت کنند.
خب از یک جا گلوله آتش می ریخت، جای دیگر را دود گرفته بود. بنابراین فکر کردیم بیشتر از یک برداشت نمی توان این سکانس را گرفت. وقتی شروع به کار کردیم آقای مدیری در همان 10 ثانیه پلان اول دستش به شیشه ای که از وسط بریده شده بود گیر کرد. انگشت کوچک دستش آسیب زیادی دید، اما در آن لحظه او هیچ واکنشی نشان نداد. آن فردی که باید نجات می داد را پیدا کرد و بعد از تمام شدن شدن سکانس وقتی کات داده شد: گفت دستم!
آن موقع تازه همه بچه های گروه متوجه شدند چه اتفاقی افتاده است. برای همه عجیب بود که...


پارک خلدبرین شیراز از ساعات های اولیه صبح روز گذشته(پنجشنبه) میهمانان زیادی را به خود دید که...