bazam%20mesle%20gadim%20%5BAloneBoy.com%5D%20pore%20dardim بازم مثل قدیم پر دردیم

رو به روی همیم…  بازم مثل قدیم
یه قهوه ی تلخ رو میز که نداره طعمی

شروع کن… بگو تو  هم حال منو داری
یا که نه خیلی خوب و سرحالی؟

بگو منکه همش واسه حرفات پایه بودم
به ظاهر… خب از درون تیکه پاره بودم

بگو بازم مثل همیشه میشنوم من
ولی به خدا نداری حرف بیشتر از من

این منم بدیا تو خونم رخنه کردن
دیگه مثل قدیم نیستم… الان کوه دردم

آدمی که از همه کس ضربه خورده
آرزو های سینش هم خیلی وقته مرده

دوباره باز حرفای تکراری
بگو شاید آروم شم… بگو حال منو داری

تو که دیدی ترکشای بدی روی پوست و تنم
میبندی چشاتو تا که چیز دیگه نگم؟

چیه؟ سخته شنیدنش؟ خیلی تلخه حرفام؟
مگه روز خوشی هم گذاشتی واسه فردام؟

که انتظار داری مثل قبل حرف خوب بگیم
خب… خودتو به خواب بزن بازم مثل قدیم

تا که نخوای ببینی چقد داغون و خرابم
ببندی چشاتو تا که ندی تو جوابم

ما که عادت کردیم به خدا عیبی نداره
یه عمر کنارت بودیم ولی عین غریبه

بازم مثل قدیم… پر دردیم
باید به خاطرت از بدی هات چیزی نگیم

باشه اصلا تو خوب… همه بدی ها از ماست
دل تو کوچیکه و دل ما دریاست

که این قدر جا داره واسه بدیه دیگرون
داره خفم میکنه دیگه بغض تو گلوم

این ما بودیم با خوب و بدش همیشه ساختیم
الان رسیدیم تهش… دیگه آخر خطیم

میبینی روزام چه قدر تاریکه؟
هی با تو ام… هنوز خوابی که

چرا ساکتی و هیچ جوابی نمیدی؟
انگار که سالهاست تو گرفتی خوابیدی

مگه دارم قصه میگم که تو خوابت برد؟
نکنه خوبی هام بود که منو از یادت برد؟

میگن به هر کی خوبی کنی از دست میدیش
خب… الانم همینه… داریم درس پس میدیم

پس تقصیر تو نیست… بی رحمه زمونه
تو هم نذار تو وجودت دیگه حرفی بمونه

لب باز کن بگو… من میشنوم
نمیخوام غرورت جلو چشم من بشکنه

بگو… بی مرام نیستم تا چشامو ببندم
تا که نشی مثل من حرفات تو سینه بگندن

تو هم یه جور مثل منی… حال منو داری
از دنیا بریدی از این قصه بیزاری

پس بگذریم… بازم مثل قدیم… رو به روی همیم
بخور قهوتو شاید پیدا کرده باشه طعمی